پخش زنده
امروز: -
علی داوودی تازهترین شعر خود را به پیشگاه امام شهید تقدیم کرد.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، علی داوودی، از شاعران کشور، تازهترین سروده خود را به محضر رهبر شهید انقلاب تقدیم کرد. سروده او توصیفی است از حال و هوای عاشقان به امام شهید. این اثر را که برای انتشار در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار گرفته است، میتوانید در ادامه بخوانید:
دل شکستهام از غم لبالب است امشب
شب یتیمی تهران از امشب است امشب
از امشب است که دیگر غریب و تنهاییم
از امشب است که ما داغدار آقاییم
و امشب است که انگار تازه میشنوم
خبر خبر خبر اخبار تازه میشنوم
خبر چه بود هراس از خدای ناکرده
از این خبر که علی جان خود فدا کرده
خدا نکرده مبادا چنین زبانم لال
نگو که باز رسیده است شمر تا گودال
نگو نمیشنوم تاب روضه با من نیست
نگو که تلختر از سوگ جان میهن نیست
دلم هنوز به آن لحظه خبر بند است
زمان هنوز همان روز چند اسفند است
همان دقیقه همان لحظه و همان ساعت
همان دقیقه که سرریز بود از وحشت
صدای غرش یک انفجار میآید
صدای کیست بدون قرار میآید
صدای حادثه بد حرف میزند، اما خبر درست نبوده تو زندهای آقا!
تو زندهای که چنین جمله جان فدایانیم
پدر ببین که همه بچههای ایرانیم
تو زندهای و مبادا که ماتم دوری...
بگو به دلخوشی بچههای جمهوری
دلم شکسته فدای دل شکسته تو
که قدر و قدرت دنیاست مشت بسته تو
بدون واهمه سرشار از یقین مردم
چه جانفشانه به دریا زدند این مردم
که زیر بار عزا و ملال نشکستند
به نام تنگدلان راه تنگه را بستند
هلا تو زندهتر از روح چشمه و آبی
گواه؛ درس همین کودکان مینابی
هلا تو زندهای و من اسیر آوارم
مگر خیال خودم را به خاک بسپارم
تو زندهای بخدا در میانه میدان
تو زندهای که بخوانیم بازای ایران
اگرچه قاسم و عباس و اکبرم رفتند
اگرچه این همه لاله ز کشورم رفتند
به داغ معرکه گر سوخت پاره جگرم
دلم خوش است ولیکن به سایهسار حرم
تو مثل پرچم سرخی که در دل یاران
دلیل قوت قلبی به وقت بمباران
ولی دریغ به خود آمدم خبر میگفت
خبر چه خسته و بیرحم و شعلهور میگفت
قرار ساعت تشییع صبح فردا بود
خبر وداع تو در غربت مصلی بود
دوباره داغ دلم تازه شد مصلی آه
دوباره جان بدهم از فراق روح الله
تو رفتهای و چه خالی است کوی کشوردوست
و هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
به جستوجوی تو چشمم چو ابر میبارد
مرا امید وصال تو زنده میدارد
دلم گرفت غمت را به باد و باران گفت
فراق یار نه آن میکند که بتوان گفت
اگرچه رفتهایای ماه سایهات به سرم
من از تقاص امامم دمی نمیگذرم