• شهروند خبرنگار
  • شهروند خبرنگار آرشیو
امروز: -
  • صفحه نخست
  • سیاسی
  • اقتصادی
  • اجتماعی
  • علمی و فرهنگی
  • استانها
  • بین الملل
  • ورزشی
  • عکس
  • فیلم
  • شهروندخبرنگار
  • رویداد
پخش زنده
امروز: -
پخش زنده
نسخه اصلی
کد خبر: ۵۸۳۹۵۶۲
تاریخ انتشار: ۰۹ تير ۱۴۰۵ - ۰۲:۴۱
سیاسی » رهبری
حداد عادل در برنامه گفتگوی ویژه خبری:

تشییع امام‌ شهید، نیازمند‍ مدیریت کلان‌ و مشارکت‌ مردم است

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه برگزاری مراسم تشییع پیکر امام شهید، کاری سترگ و سنگین است، گفت: چنین رویداد بزرگی نیازمند مدیریتی کلان است و تنها با تکیه بر ظرفیت مسئولان محقق نمی‌شود، از این رو، حضور و مشارکت مردم در این مراسم ضروری است.

اگر مردم برای نشییع، پا به میدان نگذارند، امکانات دولتی کفایت نمی کند

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، به مناسبت تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب، آقای غلامعلی حداد عادل با حضور در برنامه گفتگوی ویژه خبری، برخی از ابعاد شخصیتی و اخلاقی رهبر شهید را بیان کرد. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است: 

سؤال: اینکه تعریف جایگاه رهبری در نظام جمهوری اسلامی ایران چه است و چقدر با انواع نظام‌های حکومتی دنیا متفاوت است و به ویژه رابطه‌ای که بین امام و امت، رابطه‌ای است که به نظر می‌رسد که انحصار در جمهوری اسلامی ایران دارد. این جایگاه را چگونه تعریف می‌کنید و این جایگاه با مقام رهبری در کشور‌ها و نظام‌های حکومتی دیگر چه تفاوتی دارد؟

حداد عادل: حقیقت این است که دنیای غرب الگویی برای حکومت در دنیا تجویز و ترویج شده که شکل سالم آن رأی گیری است و هر کس حداکثر را بیاورد اختیارات قانونی دارد و بعد از یک مدت دیگر هم یکی دیگر می‌آید و این رهبری مدل غربی تعریف حقوقی و قانونی و سیاسی دارد. ولی حکومت دینی مطابق با آموزه‌های قرآنی و به ویژه آن نظر خاصی که شیعه دارد درباره صلاحیت رهبری، معنای جدیدی از رهبری ترسیم می‌کند. اصولاً غربی‌ها نمی‌توانند درک کنند ملت ما چه نوع رابطه‌ای با رهبری دارند. این رابطه یک رابطه حقوقی نیست. مثل اینکه دو نفر با هم شریک شده باشند یا دو نفر با هم قراردادی امضاء کنند یا در چارچوب خشک حقوقی، چیز‌هایی را رعایت کنند، اینطوری نیست، خیلی فراتر از این حرف‌ها است و رابطه‌ای قلبی است. رابطه‌ای است که مردم معتقدند اگر از رهبری دینی اطاعت نکنند هم دنیا را از دست می‌دهند و هم آخرت را. یعنی خیلی فراتر از اوضاع ساده دنیوی است.

در تفکر دینی ما معتقدیم که حیات ابدی بعد از مرگ است و این سعادت ابدی در گروی این است که شما در زندگی در این دنیا رابطه خودت را با حکومت تعریف کنید. مطابق با معارف قرآنی و آموزه‌های دینی باید صالحان عهده دار اداره جامعه قرار بگیرند. حکومت زمین باید با صالحان باشد. اینطور نیست هر کس حاکم شد و قدرت به دست آورد باید اطاعت کنید. باید تلاش کنید بهترین افراد، اختیار جامعه را به دست گیرند. این در متن آموزه‌های دینی ما است. اگر چنین اتفاقی افتاد آن زمان شما اطاعت کنید خیر دنیا و آخریت شما در این است. یعنی چشم انداز آن خیلی وسیع‌تر از تأثیر اینها روی معیشت امروز و فردای یک جامعه است. معیشت هم مهم است و در کار آخرت تأثیر دارد ولی سرپیچی از یک حاکم عادل خدایی دنیا و آخرت را بر باد می‌دهد، یک همچنین ابعادی دارد.

رابطه مردم با رهبری دینی، یک بعد قدسی دارد و یک بعد الهی که اصلاً اینطور چیز‌ها در غرب تعریف نشده است. خود ولایت به معنای درهم پیچیدن دو چیز است آنطور که از هم قابل جدا شدن نباشند. این معنا در کلمه ولایت متبلور شده است. این رابطه بین امت و امام است. من از مردم که قرآن می‌خوانند و معتقد به قرآن هستند بخصوص جوان‌ها خواهش می‌کنم در مطالعه قرآن کریم به کاربرد مفهوم ولایت توجه کنند که این ولایت چه است؟ قرآن مجید می‌فرماید پیامبر (ص) ولایت دارد، بعد اولی الامر هستند که باید از آنها اطاعت کرد و بعد از اولی الامر ملت باید سراغ افرادی بروند که شبیه‌ترین مردم به پیشوایان معصوم باشند که تبعیت از آن اشخاصی که شبیه‌ترین به معصومین هستند مثل تبعیت از معصومین واجب است.

ولایت سکه‌ای است که دو رو دارد. یک روی آن ولایت است و یک روی دیگر آن اطاعت. یعنی به همان اندازه که ولایت مهم است، اطاعت از ولایت دقیقاً لازمه آن مفهوم ولایت است. یک جنبه دیگر اینکه به همین اندازه که اطاعت مهم است، صالح بودن آن فرد هم مهم است. یعنی این تبعیت همینطوری تصادفی به کسی داده نشده، بلکه این تبعیت به علت شایستگی‌های اخلاقی و معنوی و تقوایی و بصیرت آن فرد است که به او داده می‌شود. یعنی او، چون در اوج صلاحیت است این از آن اطاعت می‌کند. این رابطه امت و رهبر و نگاه مردم به رهبری آمیزه‌ای است از معرفت و محبت و اطاعت. یعنی هم در آن معرفت است که باید شناخت داشته باشند چه کسی می‌خواهد حکومت کند و هم به او عشق می‌ورزند و هم از او اطاعت می‌کنند. اینطور ابعاد اصلاً در نظریه‌های سیاسی غرب وجود ندارد و آنها نمی‌توانند بفهمند که در اسلام و تشیع این موضوع جایگاه رهبری در چه چشم انداز و افق وسیعی دیده می‌شود و چه ابعادی دارد؟ به همین جهت است که روی محاسبات خودشان فکر می‌کنند اگر رفتند و رهبر کشوری را ترور کردند و به شهادت رساندند موفق می‌شوند ولی می‌بینند که برعکس شد. همین اتفاقی که در ایران افتاد، یعنی مردم مثل آتش فشانی شروع به فوران می‌کنند، مثل اقیانوسی به تلاطم درمی آیند.

امشب چهارمین ماه این اتفاق است. سراسر ایران را ببینید چه خبر است؟ مردم صرفاً این نیست که به کسی رأی داده بودند و اتفاقی افتاده است. نه آن محبت و بصیرت و معرفت و اعتقادی که به صلاحیت داشتند و معنایی که از ولایت در ذهن آنها است، اینها خیلی فراتر از آن است که در ذهن دنیوی اندیش غربی‌ها بگنجد. به قول حافظ «دیدن روی تو را دیده جان بین باید، وین کجا مرتبه چشم جهان بین من است.» آنها همین جهان ظاهری را می‌بینند، اما این چشم انداز وسیعی است و این یک بعد قضیه است. یک نوع دیگری هم می‌شود فارغ از این اصطلاحات دینی و ولایت و اطاعت و اینها. یک طور ساده تری هم می‌شود. ما درباره اتفاقی که در کشور خودمان تحت عنوان انقلاب اسلامی افتاده صحبت کنیم.

اگر سال اولی که انقلاب اتفاق افتاد، کسی می‌آید در تلویزیون و این حرف‌ها را می‌زد ممکن بود بگویند اینها تخیل است، آرمان گرایی است و یک چیز‌هایی برای خودتان می‌گویید. ولی نزدیک به ۵۰ سال است که تجربه شده، حدود نیم قرن است. ما دو رهبر داشتیم، هم امام راحل و هم رهبر شهید و یک تجربه ۵۰ ساله داریم و می‌توانیم از منظر دیگری هم راجع به آن صحبت کنیم. می‌گویم خیلی ادبیات و زبان مذهبی به کار نبریم. بگوییم ما به عنوان ایرانی طبیعی است به وطنمان علاقه داشته باشیم. به استقلال وطنمان اعتقاد داشته باشیم. علاقه مند به پیشرفت کشورمان باشیم. این را که قبول داریم. قبول هم داریم که ما در دوران طولانی حداقل ۲۰۰ ساله از همه جهات رو به انحطاط، نفوذ خارجی و دچار سلطه خارجی بودیم.

برای ما با کودتا، حکومت تعیین می‌کردند، سلطنت و دولت روی کار می‌آوردند. برای روی کار آمدن نماینده‌های مجلس، سفارتخانه‌ها فهرست به دربار می‌فرستادند که باید اینها به مجلس بروند. خود دربار فهرست به وزارت کشور می‌فرستاد که اینها باید به مجلس بروند، بعد هم آن قضایایی بود که بود. بیاییم فرض کنیم که به ما اختیار دادند و گفتند شما بنشینید مشخصات یک رهبر خوب را برای کشورتان تعریف کنید به ما سفارش بدهید برای شما بیاوریم، از این خیالی‌تر که نمی‌شود.

آدم منصف چطور رهبری می‌خواست؟ آرمان هر ایرانی باید این باشد که کسی باشد که دلسوز ملت باشد. کسی باشد که چشم طمع به مال مردم نداشته باشد. حرص مال نداشته باشد. از نظر اخلاقی پاک و سالم باشد. از نظر هوشی باهوش باشد. دنیای معاصر را بشناسد. پرکار و شجاع و حافظ استقلال کشور باشد و کشور را حفظ کند. ببینیم در این دو رهبری که ما داشتیم، این ویژگی‌ها بوده یا نبوده؟ همین آقای خودمان را که قرار است هفته آینده پیکرش را تشییع کنیم زندگی اش را ببینیم. مقایسه کنید با رهبران غیر دینی که به هر طریقی آمده‌اند و در این کشور مسلط شده‌اند.

من گفته‌ام رضاشاه ۱۶ سال از ۱۳۰۴ تا شهریورماه ۱۳۲۰، سلطنت کرده است. گفته‌اند ۴۴ هزار سند مالکیت به نام او در این ۱۶ سال صادر شده است. این از پهلوی اول. پهلوی دوم را در نظر بگیرید. یک کسی اگر یادداشت‌های «علم» را بخواند، اون اولی حرص مال داشت، دومی علاوه بر آن شهوت ران هم بود. بیشتر از این نمی‌توانم این مطلب را باز کنم ولی بخوانید و ببینید چه خبر بوده؟ در برابر خارجی، نوکروار بایستند، در برابر ملت خشن و بی رحم باشند. آقای شهید خودمان را ببینید، بی اعتنا به دنیا، مثل امام. زمانی به من فرمودند فلانی من هیچ چیزی ندارم و بچه هایم هم چیزی ندارند. اگر تمام زندگی من را جمع کنند، به غیر از کتاب هایم، همه زندگی من در یک وانت بزرگ جا می‌شود، به قول بچه‌ها نیسان آبی. ما که زندگی ایشان را می‌دیدیم همینطور بود.

فرزندان ایشان در هیچ کار اقتصادی دخالت نداشتند. در هیچ بانکی حساب نداشتند. در هیچ شرکتی سهم نداشتند. خیلی حرف است که دشمن می‌زند و به ساده‌ترین وجه زندگی می‌کردند. اصلاً شناخته شده نبودند، جلوی دوربین نمی‌آمدند. همین دختر ایشان که در نهم اسفند شهید شدند، چه کسی از بشری خانم به غیر از فامیل و امثال ما اسمی شنیده بود؟ این بشری خانم ادبیات فارسی خوانده بود، کارشناسی ارشد هم داشت. شاگرد دکتر شفیعی و دکتر قبادی بوده، بعد معلم مدرسه بود، عروس‌شان معلم مدرسه بود. یک زندگی ساده در آپارتمان صد متری با سه بچه زندگی کنند. این وضع بهره دنیوی او بود، از سطح متوسط هم پایین‌تر. بعد از نظر عشق و علاقه به مردم، علاقه به پیشرفت کشور؛ تمام وجودشان خدمت به مردم بود. حالا ترقی علمی، پیشرفت در فناوری، پیشرفت در امور دیگر، توسعه مملکت، راه‌ها و اقتصاد در علوم جدید. ببینید چه اهتمامی؛ تقویت بنیه نظامی و دفاعی، ببینید چه تحولی در کشور رخ داد و عشق و علاقه به مردم.

فرض کنید مفهوم ولایت هم در کار نیست، بحث آخرتی هم در کار نیست. کشوری دارید، فردی آمده تمام وجودش را وقف دفاع مردم کرده و حفظ کیان، تقویت و رشد کشور و ایستادگی در برابر دشمنان. الان نگاه کنید ببینید کشور‌های اطراف ما چه خبر است؟ خاطره‌ای نقل کنم. وقتی رئیس مجلس بودم، به یکی از کشور‌های همسایه سفر کرده بودم، شب روز ورود میهمانی مفصلی علی‌الرأس به افتخار هیئت ایرانی دادند که رجال کشوری و لشکری گوش تا گوش در فضای بازی نشسته بودند. یکی از سناتور‌ها رفت برای سخنرانی، به بقیه گفت من می‌خواهم خاطره‌ای از امام خمینی نقل کنم. گفت: در اوایل جنگ خبرنگار روزنامه بودم، رفتم ایران و با امام مصاحبه کردم. خودش آن‌جا گفت: من جوانی کردم و از امام پرسیدم؛‌ای امام این انقلاب شما چه فایده‌ای داشت؟ جنگ و بمباران شد، موشک زدند، مردم شهید شدند، گرانی و کمبود شد، مردم گرفتار شدند. امام به من گفتند فرزندم فایده انقلاب اسلامی ما این بود که امروز برای ایران در تهران تصمیم گرفته می‌شود. من نشسته بودم رو به جمعیت، نگاه کردم وقتی آن سناتور این عبارت را به زبان آورد، همه این اشخاص موجه معتبر سرشان را از شرمندگی پایین انداختند. یعنی همه پیش خود فکر کردند که امروز در پایتخت کدام یک از کشور‌های منطقه برای آن کشور تصمیم گرفته می‌شود؟ همه آنها دچار انفعال و شرمندگی شدند. می‌دانستند کجا برای آنها تصمیم‌گیری می‌شود.

چنین افرادی برای این آمدند که در برابر زورگویی‌ها و قلدری‌های می‌ایستند و جان خود و عزیزترین بستگان خود را فدا می‌کنند ولی در برابر دشمن کوتاه نمی‌آیند، آلوده به دنیا هم نمی‌شوند. به فرمایش رهبری، دل به چرب و شیرین دنیا هم نمی‌بندند. حالا اگر کسی مذهبی سفت و سخت هم نباشد، اصلاً مذهبی هم نباشد، بگویند آدمی بود با این مشخصات، آن دانش و اطلاعاتش بود، آن آگاهی او از مسائل بین‌المللی بود که مثلاً ایشان روزانه در وقایع مثلاً یلتسین در شوروی سابق، تجزیه و تحلیل داشت که در دفتر خود یک بار گفت: آدم این طور مسائل بین‌المللی، ایران و مردم را بشناسد، محبت داشته باشد و پای این کشور بایستد. این هم یک طور نگاه به مسئله رهبری است. همه اینها بوده که این ملت به فرمایش ایشان امروز مبعوث شده و این طور قهرمانانه ایستادگی می‌کند. دنیا هم نمی‌تواند آن درک واقعی را از این برانگیختگی داشته باشد. مثل این که شما شکل سه‌بعدی را بخواهید روی کاغذ بکشید، این روی کاغذ باشد دو بعدی است. این یک بعد اضافه دارد که آن بعد اضافه، در تفکر غربی وجود ندارد؛ آن بعد ملکوتی و معنوی است.

 

سؤال: این جایگاهی که اشاره کردید، چه میزان در شکل‌گیری وحدت و انسجام جامعه اثرگذار بود؛ به عنوان یک محور اساسی؟

حداد عادل: در رابطه امت و امام؛ محور خداست. وحدانیت خدا باعث وحدت می‌شود. چون هم رهبری؛ تابع خداست، هم امت به تبع اطاعت از خدا آمده اطاعت...

 

سؤال: دیشب آقای فضایلی گفتند صیانت از توحید؟

حداد عادل: حرف درستی هم هست. یعنی در این‌جا وقتی معنویت حاکم باشد، وحدت هم حاصل می‌شود. الان شما می‌بینید خیلی‌ها تصدیق می‌کنند حقانیت این حکومت و صداقت این رهبری را. این باعث انسجام و وحدت می‌شود. تازه خود وحدت جزو آموزه‌های دینی ماست. یعنی قرآن که می‌گوید نماز واجب است، همان قرآن می‌گوید «واعتصموا بحبل‌اللهِ جمیعا ولا تفرقوا»؛ یعنی اعتصام به حبل‌الله و وحدت داشتن؛ امر صریح قرآنی است. پس طبیعی است که ما وحدت داشته باشیم. حالا اگر نداشته باشیم، عیب از ماست. به قول شما، می‌گوید عیب از گیرنده است، فرستنده کارش را درست انجام داده، خودت را تنظیم کن. امام یک بار فرمودند اگر همه انبیاء الهی در اتاقی جمع شوند، باهم اختلاف پیدا نمی‌کنند، چون همه نگاه به آن مبدأ نور واحد می‌کنند، اما ما، چون گرفتاریم، هر کسی دنبال یک چیزی است گاهی. 

 

سؤال: در هفته آینده اتفاق تاریخی در کشور رقم خواهد خورد که در یک قرنی که پشت سر گذاشته‌ایم این اتفاق بی نظیر است و پیش بینی همه این است که این اتفاق شاید تکرار نخواهد شد، با این وسعت و ابعادی که پیش بینی می‌شود که برگزار شود. خیلی مهم است که هر کدام از ما بدانیم چه وظیفه‌ای درباره برگزاری این مراسم داریم و اینکه ابعاد داخلی و بین المللی این اتفاق چه خواهد بود و این اتفاق چه تأثیری می‌تواند در تقویت وحدت ملی ما داشته باشد؟

حدادعادل: چهار ماه است که پیکر مطهر رهبر انقلاب و خانواده شهید ایشان در انتظار تشییع و دفن است و این مثل یک بغض گلوگیر در گلوی این ملت مانده است یعنی مردم این بغض خودشان را نشکسته‌اند. این از نظر عاطفی فرصتی است که مردم در وداع با رهبرشان، بغض در گلو مانده را خالی کنند. نه به این معنا که دشمن را ببخشند و این جنایت را فراموش کنند ولی بالاخره چهار ماه است که مردم منتظرند پیکر‌ها دفن شود، این مرحله لازمی است که همه در انتظار آن هستند.

ما تجربه تشییع پیکر امام خمینی را داریم و دیده‌ایم و انشالله این مراسم قطعاً باشکوه‌تر از آن خواهد بود. فرمودید در یک قرن، قطعاً در تاریخ سابقه نداشته، چون اینقدر راه‌های دسترسی نبوده است. اگر همچنین اتفاقی هم می‌افتاده، جمعیت کشور و امکان حضور اینطور نبوده است. این اتفاقی است که به معنی ریاضی کلمه بی نظیر می‌شود و کار سنگین و سترگی است.

اولاً مدیریت کلان می‌خواهد آن هم در کشوری که جنگی را پشت سر گذاشته و هنوز هم به یک معنا پشت سر نگذاشته، صدمه دیده است. حالا چنین مدیریتی، آمدن مردم از سراسر کشور به تهران یا رفتن به قم یا مشهد و بعد رفتن به عتبات و بازگشت، این طرح عظیم و کار بزرگی است. قطعاً هم مسئولان تمام قوای خودشان را می‌گذارند و هم مردم کمک می‌کنند. یعنی اگر مردم برای بهتر اجرا شدن این بدرقه، پا به میدان نگذارند، امکانات دولتی و مسئولان کفایت نمی‌کند. یعنی هر کسی باید هرچه می‌تواند کمک کند. شنیده‌ام خیلی از مردم اعلام آمادگی کرده‌اند که از مهمان‌ها و مسافرانی که وارد تهران می‌شوند در خانه‌هایشان پذیرایی کنند و باید هر کسی گوشه‌ای از این بار را بردارد و به هشدار‌ها و راهنمایی‌های مسئولان توجه کند که این جمعیت عظیم بتوانند با پیکر وداع، بدرقه و تشییع کنند و کار‌ها در زمانبندی خودش انجام شود.

جاده‌ها و راه‌ها و ده‌ها نوع کار و پیش بینی وجود دارد که صد‌ها هزار نفر در کشور شاید درگیر اجرای این کار باشند و این آزمایش بزرگی است و این یک جهت است. اما همین حضور میلیونی مردم در این مراسم، پیامی به دنیا دارد و آن این است که جایگاه این حکومت و این انقلاب و این رهبری دینی در دل این ملت چه است؟ یعنی آن ۳۲ میلیون جانفدایی که اسم نوشته‌اند، حداقل جمعیتی است که می‌شود فکر کرد در سراسر ایران؟ در این مراسم به میدان می‌آیند. این به دنیا اعلام می‌کند که این حکومت اینقدر پشتیبان و عاشق دارد.

زمانی کودتایی در زمان امام کشف شده بود و گفتند اینها می‌خواستند از بالا بمباران و بعد انقلاب را براندازی کنند و خودشان حکومت کنند. امام فرمودند اینهایی که می‌خواستند از بالا و هواپیما بمباران کنند بالاخره می‌خواستند پایین بیایند، اگر روی زمین می‌آمدند با این مردم سروکار داشتند. این مردم با حضورشان به دشمنان می‌گویند بفرمایید ما با شما مخالفیم و عاشق این آقا بودیم و این نوع حکومت دینی که دارد ادامه پیدا می‌کند، این به دشمنان. به خود دوستان هم بقیه مسلمان‌ها و دیگران پیام می‌دهند که وقتی کسی تمام وجودش را وقف خدمت به مردم می‌کند و چیزی از این دنیا برای خودش نمی‌خواهد و در برابر دشمنان قدرتمند می‌ایستد و در برابر افراد ملت خودش اینطور متواضع و مهربان است، ما اینطوری می‌خواهیم. این هم در داخل و هم در منطقه و هم در کشور‌های اسلامی خیلی پیام دارد. این حضور و این تشییع پیام‌های اینچنینی دارد. مردم هم باید خیلی رعایت کنند که شکوه این واقعه هرچه بیشتر متجلی شود و نباید هم تصور کنیم که رهبر شهید شد و می‌رویم و مراسم دفن صورت می‌گیرد و دیگر کاری نداریم و از فردا هم در خانه هایمان بنشینیم و خیال مان راحت شد، منتظر بودیم مراسم هم تمام شده است.

اصلاً پایان راه نیست و آغاز راه دیگری است، هرگز نباید پایان این مراسم را به معنای بازگشت به خانه‌ها و تمام شدن آن شور و شعور دانست. جنبه دیگر آن هم مقایسه عشق و علاقه مردم به رهبران فعلی خودشان با گذشته است.

تشییع جنازه رضاشاه را یادم است. ۱۳۲۷ اتفاق افتاده است. بنده یک مقدار بیشتر از ۳ سال داشتم ولی منظره آن خاطرم است. چون منزل ما در خیابانی بود که همه این تشییع جنازه‌های رسمی از جلوی منزل ما رد می‌شد. آن زمان خیابان ری در تهران تنها مسیر به حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) بود و جاده‌های فرعی نبود. روی سکوی درب منزلمان نشسته بودم و به فاصله ۶ متری بنده جنازه رضاشاه در ماشینی بود و یک نفر هم بالای آن قرآن می‌خواند. از جلوی چشم من رد شد و من آن منظره را خاطرم است. بعداً در کتاب‌ها و اسناد خوانده‌ام وقتی این جنازه را به ایران آوردند، در قم یک نفر از مردم یا از روحانیون حاضر نشدند زیر این تابوت را بگیرند و چند نفر را برای اینکه این جنازه را طواف دهند و به تهران بیاورند اجیر کرده بودند. البته آن روزی که من شاهد بودم مردم آمده بودند که اسب سوار‌ها و رژه و موزیک را تماشا کنند. ولی وقتی در ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ رضاشاه مجبور به ترک ایران شد و انگلیس‌هایی که خودشان او را آورده بودند و خودشان هم او را بیرون کردند، کشوری که در حال جنگ بود، رئیس کشور فرار کرد به کرمان و از آنجا به بندرعباس، مردم جشن می‌گرفتند که شر این دیکتاتور و این آدم حریص به مال دنیا از سر مردم کم شده است. الحمدلله آن آدم بی دین، فاسق و قلدر رفت، اینها را در تاریخ نوشته‌اند. ولی ۲۶ دیماه ۱۳۵۷ را که یادمان است، روزی که شاه از ایران رفت. فیلم‌های آن را شما دارید، ببینید وقتی شاه از ایران رفت مردم چه شادی کردند. حالا مقایسه کنید که آنها چه کرده بودند که ملت اینطور خوشحال بودند که شر آنها کم شده و مردم چه دیده بودند که در تشییع پیکر امام آنطور زار می‌زدند و آن حضور را داشتند و حالا این مراسمی که در هفته آینده در پیش داریم.  

 

سؤال: راجع به پیام رهبر معظم انقلاب خطاب به مردم و آن تجویز امضای یادداشت تفاهم نامه که به نظر می‌رسید برخی با غرض و بی غرض و با هر نیتی تلاش می‌کردند که ابعاد تفرقه انگیزانه‌ای از فحوای این پیام برداشت کنند در حالی که آنچه در کلیت این پیام بود دمیدن روح وحدت در جامعه بود؟

حدادعادل: نظر خودم را می‌گویم. قبل از این جنگ هیچ ارتباطی با آیت الله آقا سیدمجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید نداشتم. آنچه عرض می‌کنم نظر ایشان را نقل نمی‌کنم، فهم خودم را نقل می‌کنم. من نماینده ایشان نیستم و سخنگوی ایشان هم نیستم. ایشان سخنگو ندارند و خودشان روشن بیان می‌کنند و بنده فهم خودم از این مطلب را عرض می‌کنم. ایشان از روز اولی که به رهبری رسیدند دائم مردم را به حفظ وحدت توصیه کرده‌اند. حالا چطور ممکن است بیانیه‌ای صادر کنند که باعث تفرقه شود؟ می‌شود همچنین چیزی را فکر کرد که ایشان  علی الاصول در بیانیه بیاورند که هر کسی یک تابلو دستش بگیرد و بگوید علی الاصول من با تو مخالف هستم او هم بگوید علی الاصول من با تو مخالف هستم، معلوم است که برداشت غلط از این بیانیه است.

این بیانیه اولاً باید به صورت همه جانبه خوانده و تفسیر شود. اگر فقط این یک سطرش را بگیریم که بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم و بقیه عبارت‌های این بیانیه را نخوانیم و بها ندهیم و هم‌وزن نگیریم، تفسیر غلط است. مثل این که آیه قرآن کریم را مثلاً «لاتقرب‌الصلوه» را بخوانیم، قید «عنکم سُکارا» را نگوییم. یا «کلوا واشربوا» را تو در گوش کن، «ولاتسرفوا» را فراموش کن. نمی‌شود این.

ایشان در این بیانیه اولاً به مسئولانی که دنبال مقدمات این تفاهم بودند، می‌گویند حسن نظر داشتند، دلسوز هستند، تلاش کردند. بعد هم می‌گویند رئیس جمهور به من تعهد سپرده که از منافع کشور دفاع خواهد کرد و اگر آنها زیاده‌خواهی کنند، زیر بار نخواهد رفت و بعد هم می‌گویند که ترامپ از روی استیصال آمده این را امضا و تقاضا کرده است. بعد هم می‌گویند من بعد از این که مطمئن شدم مسئولان از منافع ملی دفاع می‌کنند؛ این قول را به من دادند، اجازه صادر کردم برای این تفاهمنامه. بعد ایشان مذاکرات را نفی نمی‌کنند، مذاکرات حضوری را هم نفی نمی‌کنند، می‌گویند مذاکرات حضوری. نقل به عبارت می‌کنم. مذاکرات حضوری به معنای این نیست که هر چه دشمن می‌گوید ما بگوییم چشم و بپذیریم، ولی نفس مذاکره حضوری را که نفی نمی‌کنند، می‌گویند بله قرار است حضوری مذاکره کنند، ولی دشمن بدان مذاکره حضوری ما با شما، به معنای این نیست که تو آن جا دیکته کنی و ما هم بگوییم چشم و اطاعت کنیم و هر چه می‌خواهید بنویسید. تعبیر متواضعانه به کار می‌برند و می‌گویند این خادم ناچیز و ملت با شرف ایران؛ منتظریم ببینیم این شروط محقق می‌شود یا نه؟ حالا از کجای این بیانیه اختلاف در می‌آید؟ یعنی بگوییم چرا مذاکره می‌کنید؟ خود ایشان گفته مذاکره کنید. چرا اینهایی که مذاکره می‌کنند خیانت، وطن‌فروشی و بد کردند، چه کار کردند؟ کجا از این حرف‌ها در می‌آید؟

یعنی این بیانیه می‌خواهد تقابل ملت انقلابی و علاقه‌مند به عزت وطن را در مقابل ترامپ، نتانیاهو و دشمنان نشان دهد. این برای این نیست که دوقطبی در داخل کشور ایجاد شود. برای این است که صف این ملت متحد در برابر صف دشمن قرار بگیرد، نه این که در داخل صف ما اختلاف ایجاد شود. چرا این اتفاق بیفتد؟ ایشان با این کلمه «علی‌الاصول من نظر دیگری داشتم» دست مذاکره کننده ایرانی را پر می‌کند، ایشان تجربه برجام، ما و مسئولان را پیش چشم دارد. وقتی ذوق زدگی نشان دادیم، هیچ چیز گیرمان نیامد، یعنی ضعف نشان دادیم.

وقتی یک عده در داخل کشور در همان دوره برجام اظهار نگرانی می‌کردند و می‌گفتند ما دلواپسیم نکند این شرط‌ها محقق نشود، نکند ما وظایف خود را انجام دهیم، آنها وظایف خود را انجام ندهند؟ اگر آن روز در مقابل خارجی، می‌گفتیم ببین ملت ما قبول ندارد این چیزی که می‌کنیم، ملت ما معترض است، ما باید بیشتر می‌گرفتیم، ولی وقتی به ملت خود گفتیم که شما که از نگرانی می‌لرزید، بروید به جهنم بمیرید؛ معنی آن این بود که دشمن، هر کاری می‌خواهی بکن. ایشان می‌گوید نخیر، این طور نیست، ما بیشتر می‌خواستیم. من نظرم چیز دیگری بوده، بیشتر از این می‌خواستیم، ولی این تعهد را هم باید عمل کنند، اگر نکنند برمی‌گردیم به همان دفاعی که داشتیم.

رهبر شهید همیشه در روابط خارجی روی سه عنصر تکیه می‌کردند؛ عزت، حکمت و مصلحت. ایشان در این پیام کوتاه، هر سه جنبه را در نظر گرفتند. آن‌جایی که می‌گویند من نظر دیگری داشتم؛ یعنی عزت ملت ایران بالاتر از اینهاست و می‌گویند، چون رئیس جمهور گفته ما و مسئولان از منافع دفاع می‌کنیم؛ این مصلحت و حکمت است و به اعتقاد من، همه ما باید دست به دست هم دهیم و در این تجمعات، خیابان‌ها و میدان‌ها که مردم جمع هستند، اصلاً جنگ داخلی راه نیندازیم. این همان چیزی است که دشمن می‌خواهد و آن کسی که گفته من نگرانم از این مذاکرات، ایشان هم گفته من هم نگرانم، پس آنها هم داخل حوزه انقلاب هستند. نمی‌توانیم بگوییم چرا اظهار نگرانی کرد؟ کسی هم که گفته امیدواریم این مذاکرات به نتیجه برسد، آن هم داخل در همین حوزه ولایت و اطاعت از رهبری است و بعد هم همه مردم. چه کسی که امیدوار است این مذاکرات محقق شود، چه کسی که نگران است و خود رهبری و مسئولین، سیاسیون و نظامیان، همه به آمریکا بی‌اعتمادند. اینها همه اشتراکات ماست. وقتی این طور اشتراک داریم، رهبری هم همه را آورده که در صف واحد منتظر باشیم که این شروط عملی می‌شود یا نه؟ و خودشان نظارت و اطلاعات دارند، چرا دیگر میدان‌ها و خیابان‌ها را به صحنه اختلاف مبدل کنیم و امیدوارم این تشییع هم پیام وحدتی بدهد و مطمئن باشید مسئولان هم همانطور که رهبر گفتند حسن نظر دارند و دلسوز هستند.

 

سؤال: چرا این سوء برداشت‌ها اتفاق می‌افتد؟

حداد عادل: امیدوارم هوای نفس و سوء فهم نباشد. بالأخره هر کاری که می‌کنیم محاسبه کنیم که از اختلافات در تجمع مردم چه کسی سود می‌برد؟ اگر دیدیم دشمن سود می‌برد، باید سکوت و روش خود را عوض کنیم. مسلماً خالی کردن دل مردم و دو دستگی و این چیزها، به سود انقلاب و کشور نیست، بلکه چیزی است که دشمنان می‌خواهند. اصلاً آنها حرف‌هایی می‌زنند که ما جا بخوریم و بگوییم مسئولین ما می‌خواهند این کار‌ها را کنند، بعد همان حرف‌های آنها را بیاییم تکرار کنیم. به کدام یک از حرف‌های آنها اعتماد کردیم که به این حرف‌های جدید اعتماد کنیم؟ یعنی حرف‌هایی می‌زنند با طراحی این که مردم را دو دسته کنند و به جان هم بیندازند. البته عده‌ای هم مزدور، مأمور و از خود آنها هستند. به کسی از نیرو‌های داخلی جسارت نمی‌کنم، ولی وقتی یک حرفی می‌زنند، آنها بلد هستند چگونه این را در فضای مجازی و رسانه‌ها پخته و پرورده کنند که مردم را به جان هم بیندازند، ما باید بصیرت داشته باشیم.

 

سؤال: این که برخی می‌گویند باب نقد که نباید بسته شود و مرز آن با این نگه داشتن انسجام، اتحاد و حمایت چیست؟

حداد عادل: این که بگویند؛ اینها که رفتند مذاکره کنند، خائن هستند، این مخالفت صریح با نص این بیانیه دارد. این که نقد نیست، ولی شما می‌توانید نقد کنید، اصلاً پیشنهادهایی بدهید که تقویت کند، دست اینها را قوی‌تر کند. ملت وقتی اظهار نظر کند، خیلی مغتنم است، اما دو دستگی نیندازیم. یعنی نگوییم هر کسی رفت مذاکره کند؛ خائن است. نه چه از نتیجه مذاکره در‌می‌آید و بالأخره عزت، حکمت و مصلحت. مصلحت یعنی چه؟ یعنی این حرف مصلحت را که بنده نمی‌گویم، این را قائد شهید گفته است. مصلحت یعنی چه؟ یعنی امری که در این مورد خاص، الان وظیفه ما این است؛ مثلاً امام وقتی در یک جا تصمیمی می‌گرفت، مصلحت بود، ولی مصلحت ممکن است امروز باشد، فردا نباشد.

بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
گزارش خطا
Bookmark and Share
X Share
Telegram Google Plus Linkdin
ایتا سروش
عضویت در خبرنامه
نظر شما
آخرین اخبار
آبرسانی به ۱۰ روستای محروم هوراند
تاکید بر روایت‌گری منش شهدا برای نسل‌های آینده
روایتی از برکات ماندگار سفر رهبر شهید انقلاب اسلامی به روستای کویج آذربایجان شرقی
۲۰ شهید و زخمی در حملات رژیم صهیونیستی به غزه
تشریح نحوه ثبت نام در سامانه سماح ویژه زائران اربعین حسینی ۱۴۰۵+فیلم
آزادکاران جوان ایران راهی پیکار‌های کشتی قهرمانی آسیا شدند
میدان داری ساکنان کیش در صد و بیست و دومین شب حماسه خیابان
شمار جان باختگان زلزله ونزوئلا همچنان در حال افزایش است
اوقات شرعی اهواز، ۱۰ تیرماه ۱۴۰۵
رد فرمان دیگری از دونالد ترامپ در دیوان عالی آمریکا
استقرار ۶۰۰ نیروی امدادی هلال‌احمر اصفهان در تهران
بهره مندی مددجویان کمیته امداد خوزستان از بیش از هزار خدمت حقوقی رایگان 
پیش بینی بارش رگباری باران در سمنان
روایت‌های مردمی از بدرقه رهبر شهید و اجتماعات شبانه
هشدار پاکستان به هند: قطع آب، اقدام جنگی خواهد بود
افزایش تولید چغندرقند در مزارع کهگیلویه و بویراحمد
رشد ۱۶۳ درصدی ترانزیت کالا در ۳ماهه نخست ۱۴۰۵ در گمرکات سیستان و بلوچستان
کشتی فرنگی بین المللی جام پاشایان؛ صعود ۴ نماینده ایران به فینال
ارائه خدمات حقوقی به مددجویان کمیته امداد توسط ۳۰۰۰ وکیل نیکوکار
لهستان انتقال جنگنده‌های «میگ» به اوکراین را متوقف کرد
  • پربازدیدها
  • پر بحث ترین ها
جزئیات مراسم وداع و تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب
محدودیت ترافیکی در اطراف مراسم تشییع رهبر شهید اعمال می شود
تشییع امام‌ شهید، نیازمند‍ مدیریت کلان‌ و مشارکت‌ مردم است
جزئیات بزرگ‌ترین طرح ترافیکی تهران برای مراسم بدرقه رهبر شهید انقلاب
پرداخت مطالبات گندم‌کاران شرط حفظ خودکفایی در تولید گندم
حذف آلمان از جام جهانی ۲۰۲۶؛ پاراگوئه فاتح شگفتی‌ساز
تعیین محل اعتبارات جدید برای پرداخت پول گندم
سردار ابن‌الرضا: نقض آتش‌بس با واکنش متناسب ایران مواجه می‌شود
نخستین اطلاعیه قرارگاه برگزاری مراسم وداع و تشییع در تهران
اولین حضور تیم چادرملوی اردکان در آسیا/ پیام تبریک استاندار به مناسبت صعود تاریخی تیم چادرملوی اردکان
تمهیدات گسترده مدیریت شهری برای مراسم وداع و تشییع رهبر شهید ؛ ۴ پهنه پارک خودرو تعیین شد
فرار مغرب از شکست مقابل هلند؛ خداحافظی لاله‌های نارنجی از جام جهانی ۲۰۲۶
اگر آمریکا به تفاهم نامه پایبند باشد به تعهداتمان عمل می‌کنیم
قرارگاه حمزه: یک تیم تجزیه‌طلب در شمال‌غرب منهدم شد
اقدامات ارتش و سپاه برای تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب
اختلال در سامانه پیش ثبت نام پایه هفتم  (۳ نظر)
به‌کارگیری نیرو‌های حق‌التدریس در طرح‌های حامی و تقویت مدارس  (۲ نظر)
تجهیزات پیشرفته‌ای به ارتش الحاق می‌شود  (۱ نظر)
پرداخت مستقیم یارانه غذا از ترم آینده به دانشجویان  (۱ نظر)
قوه قضائیه، جایگاهی کم‌نظیر برای اصلاح روند امور دارد  (۱ نظر)
بهره‌برداری از پل مهرگان بندرعباس تا یک ماه آینده  (۱ نظر)
نخستین اطلاعیه قرارگاه برگزاری مراسم وداع و تشییع در تهران  (۱ نظر)
ثبت‌نام مرحله سوم طرح مسکن استیجاری زوج‌های جوان در سه استان  (۱ نظر)
امنیت؛ از مولفه‌های مثبت در مسیر توسعه و سرمایه‌گذاری استان کرمان است  (۱ نظر)
مهلت بررسی و تأیید اطلاعات معاملات زمستان ۱۴۰۴ تا ۱۴ تیر تمدید شد  (۱ نظر)
اعتراض دانشجویان دانشگاه آزاد به تبعیض در برگزاری امتحانات  (۱ نظر)
بانوی کرمانشاهی در مسابقه‌های قایقرانی قهرمانی آسیا خوش درخشید  (۱ نظر)
پویش میزبان زائران عبوری بدرقه پیکر مطهر امام شهید در گلستان  (۱ نظر)